مسیر خوشبختی

بهترین مسیر، مسیر خوشبختی هست، در این مسیر استوار باشید.

مسیر خوشبختی

بهترین مسیر، مسیر خوشبختی هست، در این مسیر استوار باشید.

اگه دوست دارین یه زندگی جدید و باحال رو تجربه کنید
اگه به دنبال بهتر شدنی
اگه می‌خواهی خوش بدرخشی
درست اومدی
از مطالب سایت استفاده کن تا مسیر خوشبختی برات ایجاد شه
و
خوشبخت بشی.

آخرین نظرات
  • ۲۰ تیر ۹۹، ۱۷:۱۹ - «نــٰاطـِقْ وُ خـٰامــوشْ»
    ✓✓
  • ۱۸ تیر ۹۹، ۱۲:۵۰ - Melika **
«انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم 
حتّی یغیّرو ما بانفسهم»

خداوند سرنوشت هیچ فردی را تغییر نمی‌دهد 

مگر آنکه آن فرد خودش را تغییر دهد.


۱۶ موافقین ۱۵ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۵:۴۵
 علی صفری

بگید دیگه؟؟


۰ ۲۰ تیر ۹۹ ، ۱۹:۵۶
 علی صفری

این زمان آنگونه هست که باید باشد.

یا
این اتفاقی آنگونه باید رخ می‌داد، رخ داد.
و این خواندن این متن، همان متنی است که باید می‌خواندیدیش.
۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۹ ، ۱۷:۱۵
 علی صفری

💡 احتمالا شما هم بارها داستان‌هایی در مورد این شنیده‌اید که ادیسون نسبت به بقیه همکلاسی‌هایش بهره هوشی کمتری داشت و این حتی باعث اخراج شدنش از مدرسه شد.

در ادامه داستانی نقل شده که به صورت جزئی‌تر این موضوع را توضیح می‌دهد:

روزی ادیسون از مدرسه به خانه برگشت و مادرش را صدا زد. وقتی مادر سراغ او آمد، پسر یک نامه به دست مادر داد و گفت این را جناب مدیر برای شما فرستاده و گفته که حتما باید مادرت آن را بخواند. مادر وقتی آن را خواند اشک در چشمانش حلقه زد. ادیسون پرسید مادر چه اتفاقی افتاده؟ چه چیزی در نامه نوشته شده؟

مادر گفت: ((اینجا نوشته بهره هوشی فرزند شما خیلی بیشتر از بقیه دانش آموزان است و متاسفانه ما توانایی تعلیم چنین شاگرد باهوشی را نداریم. پس ممنون می‌شویم از فردا او را به مدرسه نفرستاده و خودتان تعلیمش بدهید.))


ادیسون از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و به خودش افتخار کرد.


سال‌ها از این ماجرا گذشت، ادیسون تبدیل به بزرگترین مخترع دوران خودش و تمام دورا‌ن‌ها شد و بیشتر از ۱ هزار اختراع را در کارنامه‌اش به ثبت رساند. بعد از مدتی که مادرش را از دست داد، به سراغ وسایل او رفت و در کمدش، یک نامه پیدا کرد. وقتی نامه را باز کرد متن نامه او را شگفت زده کرد؛ این همان نامه مدیر مدرسه بود:((پسرِ شما یک خنگ به تمام معناست، ما از فردا نمی‌توانیم او را به مدرسه راه بدهیم!))


ادیسون بعد از خواندن این نامه ساعت‌های زیادی گریه کرد و در نهایت قلم برداشت و به سراغ دفتر خاطراتش رفت؛ او در آنجا نوشت: ((توماس ادیسون یک بچه خنگ بود که به دست یک مادر قهرمان تبدیل به نابغه قرن شد!))

منبع: کانال تلگرام بیشتر از یک نفر

#اعتماد_به_نفس

۱۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۹ ، ۱۱:۳۹
 علی صفری